محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5085
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گويد : پيش از روز جمعه اين خبر به عيسى بن موسى رسيد و كس پيش ورثهء مختار بن ابى عبيد فرستاد و خانهء مختار را كه به مسجد چسبيده بود بخريد و بهاى خوب داد . پس از آن خانه را تعمير كرد و حمامى در آنجا بساخت و چون به مراسم جمعه مىخواست رفت به آن خانه مىرفت و از آنجا به در مسجد مىرسيد و به يكسو نماز مىكرد و به خانهء خويش باز مىگشت ، پس از آن در كوفه منزل كرد و آنجا مقيم شد . گويد : مهدى به عيسى اصرار كرد و گفت : « اگر نپذيرى كه از جانشينى خلع شوى تا براى موسى و هارون بيعت بگيرم ، به سبب معصيت تو آنچه را بر مرتكب معصيت رواست به تو روا مىدارم و اگر بپذيرى ترا عوضى دهم كه سودمندتر باشد و نقدتر . » گويد : عاقبت عيسى پذيرفت و براى آن دو بيعت گرفت و بگفت تا ده هزار هزار درم و به قولى بيست هزار هزار به او دهند با تيولهاى بسيار . اما راوى ديگر گويد : وقتى مهدى مىخواست عيسى بن موسى را خلع كند به دو نوشت كه پيش وى رود . عيسى دريافت كه دربارهء او چه مقصود دارد و از رفتن به نزد مهدى خوددارى كرد چندان كه بيم نافرمانى وى مىرفت . مهدى عموى خويش عباس بن محمد را سوى عيسى فرستاد و نامه اى به دو نوشت و آنچه را مىخواست به دو بگويد بگفت . گويد : عباس بن على با نامه و پيام مهدى به نزد عيسى رفت و با جواب وى در اين باب به نزد مهدى بازگشت . مهدى از آن پس كه عباس به نزد وى بازگشت محمد بن فروخ ، ابو هريره سردار ، را با هزار كس از ياران خويش ( 123 كه در كار شيعه گرى بينا بودند روانه كرد و هر يك از آنها را طبلى داد و دستورشان داد كه وقتى به كوفه رسيدند همگى طبلهاشان را بزنند . گويد : محمد بن فروخ بوقت شب و نزديك صبحدم وارد كوفه شد و ياران وى